قدرت زن ایرانی در سنگر عدالت/ بانوی کرمانشاهی که عشق به تحصیل او را در ۴۰ سالگی قاضی کرد
به گزارش ارتباط کرمانشاه کرمانشاه، در پسِ هر پیشرفت بزرگ در تاریخ یک ملت، زنانی ایستادهاند که با ارادهای آهنین، مرزهای ممکن را جابجا کردهاند. امروز، بانوی ایرانی در عرصههایی قدم گذاشته که زمانی تنها رؤیایی دستنیافتنی به نظر میآمد. «ملیحه آرمند»، دادیار اظهارنظر دادسرای کرمانشاه، شاهدی زنده و نمادی درخشان از این توانمندی لایتناهی است.
او با شروعی دشوار، ازدواجی زودهنگام و تکیه بر قدرت دانش، قلههای تحصیلات عالی را فتح کرد و بیاعتنا به موانع سنتی، سکان یکی از حساسترین جایگاههای کشور را به دست گرفت. خانم آرمند با ۱۱ سال سابقه در قوه قضائیه، نه تنها ثابت کرده که دقت و تعهد قضایی محدود به جنسیت نیست، بلکه با جسارت اعلام میکند: «اتفاقاً خانمها قانونمدارتر هستند.»
او الگویی الهامبخش برای نسلهای آتی است که نشان میدهد با عشق واقعی به حقیقت، هیچ محدودیتی نمیتواند مانع از ایستادن در سنگر عدالت شود. با او همراه میشویم تا از این مسیر پرافتخار بشنویم.
:: خانم آرمند، بسیار خوشحالیم که فرصت این گفتگو را فراهم کردید. برای شروع، اگر ممکن است کمی از سوابق و پیشینه کاریتان بفرمایید.
آرمند: بنده ملیحه آرمند هستم، دادیار اظهارنظر دادسرای کرمانشاه. متولد هفدهم آذر ماه سال ۱۳۵۶ و نزدیک به ۴۸ سال سن دارم. سابقه کار قضایی بنده دقیقاً ۱۱ سال است؛ بهمن ماه امسال، یازدهمین سالگرد فعالیت من در این حرفه خواهد بود.
در همین پاسخ کوتاه میشد حدس زد که پشت این مسیر ۱۱ ساله، سالهایی از تلاش و مبارزه با موانع مختلف نهفته است.
:: انتخاب حرفه قضاوت که بسیار هم سنگین و حساس است، برای شما از کجا شروع شد؟ آیا یک علاقه قبلی بود یا اتفاقی این مسیر را انتخاب کردید؟
آرمند: در ابتدا، من رشته حقوق را برای دانشگاه انتخاب کردم. با توجه به این رشته، قدرت مانور ما روی وکالت و قضاوت بود. البته آن زمان در آزمونهای مختلف ادارات دیگر هم شرکت کردم، ولی بله، حقیقتاً علاقه داشتم و قضاوت را بیشتر از وکالت دوست داشتم؛ با روحیات من سازگارتر بود. قبول شدم و دیگر برای وکالت تلاشی نکردم. تمام تلاشم را روی کار قضایی گذاشتم تا وارد این حرفه شوم.
:: این انتخاب، به خصوص برای یک بانو، در آن زمان واکنشهای متفاوتی در خانواده و اطرافیان در پی داشت. برخورد آنها چطور بود؟
آرمند: خانواده و به ویژه فرزندانم بسیار خوشحال بودند. من زمانی که ازدواج کردم، اول دبیرستان بودم. ازدواج ما سنتی بود و با اینکه خانوادههایمان اهل درس خواندن بودند، اما اولویت را به ازدواج میدادند. من همیشه غمگین و ناراحت بودم که چرا ادامه تحصیل ندادهام و این موضوع همواره در ذهنم بود که باید این راه را ادامه دهم.
:: یعنی پس از ازدواج و تشکیل خانواده، تصمیم به بازگشت به تحصیل گرفتید؟
آرمند: بله، بعد از به دنیا آمدن فرزند دومم، یعنی تقریباً چهار سال پس از ازدواجم، دوباره شروع به درس خواندن کردم، از همان مقطع دبیرستان. به محض اتمام دبیرستان، همان سال در رشته حقوق دانشگاه قبول شدم. نکته جالب اینجاست که به محض گرفتن لیسانس، در مقطع ارشد هم پذیرفته شدم. در ترم سه کارشناسی ارشد بودم که در آزمون قضاوت قبول شدم. وقتی خبر قبولی را به خانواده و بچهها دادم، واقعاً استقبال کردند و خوشحال شدند. من خودم را برای وکالت هم آماده میکردم، اما چون میدانستم قضاوت با روحیات من سازگارتر است، آن مسیر را کنار گذاشتم و قضاوت را ادامه دادم.
روایتی که بهروشنی نشان میداد پشت این آرامش ظاهری، ارادهای سترگ پنهان است.
:: شما به عنوان یک زن در جایگاه قاضی، قطعاً با چالشهای منحصر به فردی روبهرو بودهاید. در این ۱۱ سال، بزرگترین موانع چه بودهاند؟
آرمند: چالشها بسیار زیاد است. کار قضاوت، پر تنش، پر استرس و سنگین است. حال اگر در کنار این فشارها، یک خانم باشی و محدودیتهایی داشته باشی، وضعیت سختتر میشود. متأسفانه باید بگویم که سیستم قضایی باید به بانوان بیشتر بها بدهد. ما پا به پای آقایان کار میکنیم. همکار آقا، با ۱۰ یا ۱۱ سال سابقه مشابه من، دادستانی را دیدهاند، رئیس دادگستری شهرستان را دیدهاند و الان در دادگاه تجدیدنظر هستند. در دورهای شاید نمرات من در آزمون از ایشان بیشتر بوده، من جزو رتبههای برتر بودم و در کار باور کنید گاهی اوقات سه یا چهار برابر یک مرد کار کردهام. خود من توانایی انجام کارهای چند شعبه را همزمان داشتم، اما وقتی صحبت از ترقی و ارتقا میشود، چون ما خانم هستیم، هیچگونه ترقی و ارتقایی در کار قضاوت نداریم.
تا وقتی بازنشسته میشویم در همان دادسرا و دادیاری میمانیم، یا نهایتاً به ما ارتقای سِمت میدهند به عنوان قاضی احکام مدنی یا مشاور خانواده. هیچ پستی برای خانمها در این شغل در نظر گرفته نشده است.
من به مسئولان گفتم که همکارانم ترقی پیدا کردهاند و به آنها ریاست شعبه دادهاند، چرا به من نمیدهید؟ میگویند: «خانم، نمیشود.» وقتی پیگیر میشوم که چرا نمیشود، میگویند اگر در ایران موردی بود که یک خانم ابلاغ ریاست شعبه گرفت، حتماً برای شما هم اقدام میکنیم! به آنها گفتم: شما خودتان اولین نفر باشید و برای من بگیرید، چرا منتظر کسی دیگر میمانید؟
:: با توجه به اینکه ورودیهای دانشگاهی حقوق شامل درصد بالایی از بانوان است، وضعیت جذب بانوان چگونه است؟
آرمند: تواناییهای خانمها، دقتی که در کارشان دارند و هوش بالایی که دارند، کاملاً مشهود است. اگر نتایج آزمون قضاوت را بررسی کنید، قبولی خانمها شاید ۵۰ تا ۶۰ درصد باشد. اما از بین مثلاً ۵۰ هزار خانم قبولشده، تنها دو نفر را به عنوان قاضی میپذیرند، در حالی که شاید هزار آقا را جذب کنند و همان دو نفر هم معمولاً جزو نخبگان و نفرات برتر هستند که هوش و مدیریتشان از بسیاری از آقایان بالاتر است. اما زمانی که بحث ارتقا میشود، به خاطر مسائلی که به فقه مرتبط میکنند و در حالی که ربطی هم ندارد، میگویند خانمها نمیتوانند این جایگاهها را بگیرند یا حکم صادر کنند. در حالی که هیچکدام از ما قضات، مرجع فقهی نیستیم؛ همه ما داریم قانونی را اجرا میکنیم که فقهای دیگر پیشتر در مورد آن نظر داده و نوشتهاند.
:: جدا از نگاه سیستم قضایی، هنوز بسیاری از مردم قضاوت را یک حرفه مردانه میدانند. شما چطور با این نگاه مواجه شدهاید؟
آرمند: بله، همین الان هم وقتی در جمع فامیل یا جایی صحبت میکنم و میگویم قاضی هستم، میپرسند: «خانم هم قاضی میشود؟» این موضوع ناشی از کملطفی سیستم ماست که خانمها را در جایگاه ریاست شعبه قرار نداده تا مردم بیایند و ببینند که یک خانم پشت میز مخصوص قضاوت نشسته و کار انجام میدهد.
از لحاظ شکلی هم وضعیت ما مناسب نیست. وقتی من قاضی مشاور بودم، باید مینشستم کنار همکار قضاییام و در جایگاهی پایینتر از او. این شکل فیزیکی و ظاهری، خوب نیست. وقتی سیستم ما چنین چیزی را به مردم نشان میدهد و اینقدر نسبت به خانمها کملطف است، معلوم است که مردم هم باور نمیکنند که یک زن میتواند قاضی باشد.
:: از نظر شما، یک فرد برای انتخاب شغل قضاوت باید چه ویژگیهای شخصیتی داشته باشد؟
آرمند: این ویژگیها را احتمالاً همان روانشناسان و فیلترهای گزینشی که ما از آن عبور کردیم، در ما دیدهاند. میگویند شجاعت، عدالت، طهارت تولد و سابقه خانوادگی از جمله مواردی هستند که در انتخاب یک قاضی دخیلاند. ما چندین تست روانشناسی و شخصیتشناسی را پشت سر گذاشتیم تا ببینند آیا از لحاظ شخصیتی توانایی کار قضاوت را داریم؟ آیا شجاعت لازم را داریم؟ و اینکه آیا میتوانیم احساسی نشویم؟
:: قضاوت با فشار روحی و مسئولیت سنگینی همراه است. شما این فشار را چطور مدیریت میکنید، بهخصوص با توجه به اینکه مادر هستید و باید محیط خانواده را هم مدیریت کنید؟
آرمند: من احساس میکنم کسی که وارد شغل قضاوت میشود، واقعاً باید عاشق شغلش باشد. یعنی این شغل را از خودش، از خانوادهاش، از راحتیاش، از تفریحش، از همه چیزش بیشتر دوست داشته باشد؛ چون این شغل بینهایت محدودت میکند.
:: محدودیتی که روح و ذهن را درگیر میکند؟
آرمند: بله، از لحاظ روحی تنش زیادی روی آدم است. آنقدر استرس به آدم وارد میکند که گاهی به جز پرونده، به هیچ چیز دیگری فکر نمیکنی. من به خانه برمیگردم، اما فکرم و ذهنم درگیر پروندهای است که در دست دارم. باید واقعاً عاشق کارت باشی، چون از لحاظ مادی، ما به اندازه یک کارمند معمولی حقوق میگیریم و خیلی بیشتر از آن نیست. با این همه استرس و تنش و درگیری ذهنی، باید عاشق کارت باشی. گاهی حتی فکر میکنم اگر بخواهم بین کار و چیزهای دیگر اولویت بگذارم، شاید شغلم را به فرزندانم هم ترجیح دهم. این نشاندهنده علاقه شدید من به قضاوت است.
:: در طول این ۱۱ سال، آیا پروندهای بوده که از نظر احساسی یا انسانی برایتان فراموشنشدنی باشد؟
آرمند: بله، پروندههای خانواده خیلی آزاردهنده هستند. مثلاً میبینی که به خاطر یک نفقه، خانوادهها با هم درگیر هستند و بچهها دارند قربانی میشوند. پدر به خاطر لجبازی با مادر، حتی نفقه فرزندانش را هم نمیدهد یا یکدیگر را تهدید به قتل میکنند. یا پروندههای خانوادگی که به خاطر مهر و موم تَرَکه و ارث، برادر و خواهر و اقوام به جان هم میافتند. اینها آدم را ناراحت و متأثر میکند. ولی ما در این جایگاه نمیتوانیم احساسی برخورد کنیم و همیشه باید بر روی مدارک، شواهد و مستندات قانونی کار انجام دهیم. اگر مدرکی در دست نباشد، نمیتوانیم کاری انجام دهیم.
:: بحثی وجود دارد که تفاوتهایی در قضاوت زنان و مردان، به ویژه در میزان دخالت احساسات، دیده میشود. آیا شما در عمل تفاوتی در نحوه برخورد با پروندهها مشاهده کردهاید؟
آرمند: نه، هیچ تفاوتی وجود ندارد. اگر این فکر را میکنند، کاملاً اشتباه است. اتفاقاً خانمها قانونمدارتر هستند. تمام قوانین ما نوشته شده است و ما نمیتوانیم خارج از آنچه نوشته شده، کاری انجام دهیم یا بر اساس احساس تصمیم بگیریم. مسائل حقوقی همه چیز ریز به ریز، بند به بند، ماده به ماده قانونگذاری شده است. ما فقط داریم آنچه را که به ما دیکته شده و در قوانین آمده، دقیقاً اجرا میکنیم. اگر خارج از آن بخواهیم با تشخیص شخصی یا احساس خودمان چیزی بنویسیم، دقیقاً همان مورد برای ما یک تخلف انتظامی و کیفرخواست میآورد و عواقب بسیار سنگینی دارد. کار قضایی، کار دو دوتا چهارتاست، هیچوقت اینجا دو دوتا سه تا نمیشود.
:: شما دو دختر دارید. برای دختران خودتان یا دختران جوانی که علاقهمند به ورود به حرفه قضاوت هستند، چه توصیهای دارید؟ آیا ورود به این حرفه را با توجه به محدودیتها توصیه میکنید؟
آرمند: بله، من توصیه میکنم که اگر علاقه دارند، حتماً وارد شوند. چون وقتی علاقه واقعی وجود داشته باشد، سختیها و محدودیتها هم برایشان شیرین میشود. من خودم اگر به گذشته برگردم و بخواهم یک رشته یا جایگاهی را انتخاب کنم، باز هم همین را انتخاب میکردم. من به این حرفه به عنوان یک شغل نگاه نمیکنم، بلکه به عنوان یک “منصب” نگاه میکنم؛ یک جایگاه. احساس میکنم خداوند به هر کسی لیاقت این جایگاه را نمیدهد و حتماً چیزی را در انسان میبیند که این راه را پیش روی او میگذارد.
انتهای پیام/








درود بر خانم ِآرمند عزیز شیر زن کرمانشاهی که به واقع الگو هستند برای همه همشهری های خود ،با وجود موانع اینقدر پشتکار داشتند قطعا باعث افتخار همه ما هستند براشون آرزوی سلامتی و سربلندی هر چه بیشتر را داریم🥰👏👏👏👏